تبلیغات
کانون بانوان مرکز آموزش عالی دانشور نیشابور - خشونت های پنهان وآشکارعلیه زنان2
کانون بانوان مرکز آموزش عالی دانشور نیشابور
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : کارشناس علمدار

بحث خشونت


1. تعاریف:

وقتی شخصی در درون خانواده مقتدر است و از این اقتدار، ازهر نوعی که می خواهد باشد، (بدنی، اجتماعی یا اقتصادی) در جهت پیشبرد امیال خود بدون توجه به تمایل دیگری استفاده می کند، این کار خشونت است. (دکتر شهلا اعزازی)

* اِعمال هرگونه خشونت که نتیجه ی آن، آسیب جنسی و روانی که توأم با درد و رنج باشد اعم ازتهدید یا ارتکاب عمل، از تجاوز جنسی گرفته تا سلب آزادی، صرفنظر از آنکه در ملاء عام بوده باشد و یا در محیط خانه. ( طبق اصول حقوقی سازمان ملل)

- اقدام علیه جسم، جان، شرف، مال، حقوق فطری، طبیعی، اجتماعی و معنوی فرد، افراد،هویت ها وهنجارهای اجتماعی. (سید محمود خلیلی)


* « خشونت مقوله ای است نهفته در روند تاریخی تکامل بشر که همچون ویروسی، هماره آن راهمراهی می کند و اساس آن بر دو صفت حب ذات و نفسانیت بشر از سویی و خلاء وجودی و ضعف نفس اواز سوی دیگر بطور کلی نهاده شده و آن را بدل به پدیده ای دو قطبی  می کند :

مبتنی بر ضعف و قوت بشر، هر دو.

   داشتن دیدگاهی ارزش مدارانه نسبت به این دو مفهوم کافی نیست و چه بسا لازم هم نباشد چرا که هر کدام از این دو صفت، بسته به نقشی که در مقاطع مختلف حیات بشر احراز می کند، می تواند به عکس خود بدل شود و نقشی مثبت و یا منفی، به تناوب به نمایش بگذارد.

  اگر خشونت، برخاسته از حس قدرت، (قدرتی مخرب برای آرمان ها و عواطف بشری) باشد، این عین ضعف است و واجد نقشی منفی و فاجعه آمیز که مظاهر آن را گاه به فجیع ترین شکلی امروزه در دنیا شاهدیم؛ ضعفی در حد یک تهدید. ولی اگر طبق مفهـوم قرآنی « اشداء علی الکفار»، خشونت علیـه دشمنان بشریت اعمال شود همانطور که نهایت آمال غیور مردان طول تاریخ هم بوده، عین قدرت و رحمت است و مظاهراین دو صفت، در صحنه های آشکار و روزمره زندگی آدمیان هم قابل بررسی است.

  مشخصه ی بارز انواع خشونت ها، ندیده گرفتن حقوق مسلم انسانی است و اوج ندیده گرفته شدن، در خشونت پنهان تجلی می یابد.

  صورت پنهان خشونت بسیار جای بحث دارد وآنجه منظرنظر ما درمباحث اتاق فکر بانوان خواهد بود، بررسی ابعاد مختلف این خشونت در مورد بانوان و کودکان می باشد. این نوع خشـونت، شامل هم مصـداق های روحی روانی پنهان و هم فیزیکی و جسمی دور از انظار، هردو، میشود که البته بعد روانی آن بیشتر قابل طرح است.

2. علل بروز خشونت پنهان در مورد زنان:


*- ضعف باور در بینش خانم ها نسبت به توانایی های خود در همه زمینه ها.

 

*-دور باطل مطالبه حقوق خود توسط زنان به صورت ضعف، تسلیم، فشار روحی، برانگیختگی و مقاومت، حق خواهی از منظری قدرت طلبانه، شفاف نبودن چشــم اندازهای معنوی و روحی آنها برای مردان، کشـاکش آشکار و پنهان، تشـــدید اختلاف ها، برانگیختگی مردانه و برتری طلبانه، توسـل به قدرت مردانه و بروز خشونت ابتدائا روحی و سپس آشکار کلامی و عملی در مردان به عنوان نماد برتر جامعه.


*- ضعف جایگاه های مطالبه حقوق پایمال شده زنان بخصوص که خلاء اجتماعی و یا قانونی هم به آن دامن بزند و نسبیت قانون و نسبیت موقعیت های مختلف اجتماعی مرتبط هم، شانس احقاق حقوق ایشان را کاهش دهد.

 

*- عدم تثبیت تفکری شفاف در جامعه زنانه جهت ابراز چالش های به روز مداوم و پایدار، که حل شدن آنها و تبدیل شدن شان به فرصت های مطلوب، از ضروریات جامعه است. جامعه برای حل مسـائل زنانه، به تفکر و فلسفه ای زنانه نیاز دارد. درست مثل طبیعت که هم منشأ درد و هم منشأ درمان، است! نوع دارو را باید از نوع درد تشخیص داد. نیاز درد، تعیین کننده ی شکل درمان آن است و عدم تناسب هایی که در جامعه می بینیم دراین مورد، زمینه ساز انواع سوء برداشت های مردانه و مولد انواع خشـونت هاست که از سـوی آنان شاهدیم. گویی سردرگمی موجود باعث بروز خشونت است. در تیمِ درمانی جامعه علیه خشونت، جای زنان بسیار خالی است! همان قربانیان خشونت! نه توسل کذایی زن به مفهوم قدرت، چاره ی کار است و نه سوء استفاده و سوء برداشت مرد از قدرت. قدرت زن در قوه تعقل و تدبیر او نهفته است و قدرت مرد در والایی روح و جوانمردی اش. هر گونه حق خواهی زنانه و حق کشی مردانه در خارج از این مفاهیم انسانی، مردود بوده زمینه ساز خشونت است که برملا کننده ی این ضعف های مفهومی و اندیشه ای مزاحم و غیر ضروری است.

  در این مجال می توان شاهد بود که تفکر و رفتار زنانه و یا مردانه، صرفا بحثی وابسته به این دو جنس نیست بلکه تقابل دو دیدگاه و دو قطب عظیم فکری در دنیـاسـت که تاکنون باعث این همـه جنگ و چالش و آسیب در تاریخ بوده است. بیش از این نباید سرگرم ارزش گذاری و خوب و بد کردن بود؛ اکنـون زمان تصحیح اینگونه تفکرات و زایش فکری است و دنیا شدیدا تشنه ی آن. دراین راستا شعر مولوی قابل ذکر است که معتقد است: زن آن کسی ست که بر نفس خود غلبه نکرده باشد!

نفس خود را زن شناس از زن بتر                       زانکه زن جزوی است نفست کل شر

 وی زن را خالق میداند:

پرتو حق است آن، معشوق نیست         خالق است آن، گوییا مخلوق نیست

*- یادگیری های مشاهده ای و اکتسابی فرد، از خانواده و جامعه:  

   خشونت، فقط غریزی وانگیزشی نیست، آموختنی هم هست. انواع موضع گیریهای آموزشی و تربیتی خشن از ناحیه حتی مراکز آموزشی و خانه سراغ داریم که ضمن جریحه دار کردن روح لطیف فرزندان، الگوی نامناسبی در ناخودآگاه آنان ذخیره می کند که ممکن است روزی سربرآورد و آسیب هایی جدی به خود فرد و جامعه بزند.   

*- فشارها ی روحی مقطعی یا مزمن وارده از محیط:

  انواع چالش های اجتماعی که حوزه های اقتصاد، فرهنگ، سنت و عرف، سیاست، اشتغال، سلامت و پزشکی و... و نهادهای ذیربط با آنها روزانه پیش پای فرد قرار می دهند، چنانچه مرتب او را به چالش بکشد وآستانه تحمل جامعه یا فرد نیز پایین باشد، می بایست انتظار خشـونت های گاه بگاه و تهـدید کننده را در سـطح جامعه داشت. بخصوص بُعد اقتصادی خیلی مهم است و اگر ادامه یابد فرد علاوه بر خشونت، دچار انحراف هم شده و به دام انواع فساد و اعتیاد و فحشا و خیانت و ... گرفتار می شود.

 

 * - ضعف عملکرد مراکز علمی فرهنگی و هنری:

  این مراکز قادرند پتانسیل انبوهی از نیروی جوان مستعد و با انرژی را جذب خود نموده از اتلاف انرژی ایشان به اشکال منفی از جمله خشونت، جلوگیـری نموده به بهـره وری نیز برسانند و با هدف رشـد زمینه های آرامش، باعث ارتقای سطح فرهنگ و به دنبال آن رفاه نسـبی و رشـد احترام در میان افراد جامعه شوند. ترویج فرهنگ مذاکره و تفاهم به منظور افزودن بر توان و ضریب تحمل افراد نیز می تواند از جمله چشــم اندازهای این مراکز باشد. غَنـای نگرشـی بخصوص در خانمهـا کمک مؤثری به کاهش هزینه های متعدد مادی و معنوی خانوارها و کمرنگ کردن زمینه های خشونت در میان آنها می نماید و از هرز رفتن منابع مادی جامعه نیز ممانعت مینماید.

 

 *- کمرنگ بودن انسجام اداری نهادهای ذیربط علمی، اجتماعی، مذهبی، فرهنگی و سیاسی اقتصادی جهت آسیب شناسی چالش ها، طرح مسئله، جستجوی راهکار و اجرایی کردن راه حلها و نبود یک طرح جامع همکاری. ظاهرا باید به دنبال ایجاد یک دیپلماسی اداری نوین و سیستماتیک باشیم. گویا وجود یک وزارتخانه نیز در مورد زنان و کودکان ضروری می نماید.

 

*- عدم حمایت کافی از قشر آسیب پذیر بخصوص سرپرستان خانوار زن.


*- جایگزین نبودن فرهنگ شناخت و آگاهی و اقناع به جای فرهنگ حذف و طرد و تخریب:

اکنون جامعه ما به شدت با این خلاء روانی اجتماعی دست و پنجه نرم می کند و در جای جای جوامع نیز شاهد حذف های خشونت آمیز به جای تلاش های اکتشافی و روانکاوانه و شناسایی استعدادها، و پاک کردن صورت مسئله به جای حل آن، و تخریب به جای بازسـازی و سعی در حفظ موقعیت های فـردی خویش داشتن و اهمیت ندادن به تخریب روحیه های مستعد، برای شمار زیادی از مسؤلین و دست اندرکاران هستیم. یکی از بزرگترین گره های کور مسائل اینجاست.

این عامل، سطح اعتماد، امید، آگاهی و بازدهی عملی روانی را در دل اجتماع کاهش میدهد و به جای ایجاد یک روحیه جمعی مثبت، مواجه با افرادی عصبی و سرخورده و وازده خواهیم بود که بازهم مسئله ای ست فرا جنسی و صرفا انسانی والبته تهدید کننده و فرصت سوز. برای ترویج منش فطری وانسـانی، لازم اسـت که ابتدا نهادهای مرجع و مسؤل والگو، خود به صفات والای انسانی آراسته بوده فارغ از پیرایه های جاه طلبانه ی اداری، منشـاء برکات معنوی برای رفتارهای اجتماعی باشند.

 

3. صورتهای مختلف خشونت پنهان روحی و روانی در مورد زنان:

*

    انواع بی توجهی به حیطه های مختلف مرتبط با زنان شامل: . 1-3  

الف. کار و اشتغال:

*-به دو دلیل ضعف باور خـود و عقب نشینی اغلب زنان از موقعیت های برتر کـاری و نیز عدم توجه کافـی به آموزه های مترقی اسلام، اکثر مردان بیشتر از قبل در این مورد دستشان باز بوده و نمود خفته و دوراز چشم آن، بی توجهی به مفهـوم خانه داری و یا ایثـارموروثی زنان خانه دار دراین مورد است. امروزه وقت توجـه عملی و تلقی شغل داشتن از خانه داری است و نه فقط درحد لفظ! براستی چه میزان ازوقت مفید بانوان صرف خانه داری و بچه داری می شود حالیکه دستمزدی برای آن متصور نیست و دین اسلام اما توصیه به پرداخت حق الزحمه به بانوان از سوی همسران شان نموده و آن را حق طبیعی زن می داند؟

  شاهدیم که تعداد نسبتا زیادی از خانم های خانه دار که متکی به درآمد همسـر خویش هستند، بعد از درگذشت او پشتوانه مالی شـان ضعیف شده به ناچار اکثرا وارد بازارهای خانگی شده دسـترنج خویش را با قیمتی نازل تقـدیم اجتماع می کنند و سـود آن اغلب به جیب واسـطه های فروش می رود؛ آن هم به علت تأمین بدوی ترین نیـازهای زیستی و نیز حفظ حیثیت اجتماعی. چنین است در مورد زن های سرپرست خانواری که همسـر ازکارافتاده دارند و نمود آن را همه جا می توان دید. تبعیض و داشـتن دیدگاه جنسـیتی و تبعیض آمیز زمینه انواع سـوءاستفاده های مالی و اجتماعی را فراهم می سازد و بدینگونه چهره ای مخدوش می یابد.

  مصداق دیگر، وضعیت زنان تحصیلکرده خانه دار است که بنا به میل همسران شان وارد بازار کار یا فعالیت های اجتماعی مناسب رشته خود نمیشوند. ضروری است که این چالش بگونه ای که به کرامت زن لطمه نخورد بررسی و حل شود و یا منجربه اختلافات خانوادگی نشود. این حق زن است که هنگام ازدواج، شرط ضمن عقد بگذارد و با فردی مناسب روحیه خود ازدواج نماید. متاسفانه به شغل زن در این مواقع کمتر پرداخته می شود و مهم نظرمرد است. از طرفی زنان اغلب بعدها در قبال این مسـئله دو موضع پیش می گیرند: یا با پشیمانی و حسرت این میل را در خود سرکوب می کنند یا مقاومت نشان داده باعث ایجاد تنش می شوند. یکی از عرصه های خشونت هم همین جاست.

ب. خلاقیت ها و توانمندی ها:

*-اغلب شاهد عدم وجود زمینه ای مناسب برای کشف استعدادهای خاص در زنان هستیم و یا اگرمجال ظهور آنها بدست توانمند خود آنها فراهم شود، گاه شاهد سرکوب و یا میدان ندادن به آنها می باشیم.البته این پدیده ای عمومی است اما نتایج ناپسند آن در مورد زنها بیشتر قابل تأمل است. اینها مصداق خشونت پنهان است چرا که فرض بر اساس «ضعف وجودی» زن گذاشته است و او را قبل انکار دیدن!

 

ج. جایگاه ها و موقعیت های مهم تصمیم گیری در اجتماع:

*-هماره جوامع مختلف بشری در تمامی اعصار زندگی انسانها شاهد کرسیهای خالی زیادی برای حضور خانمها در مراکز مهم تصمیم گیری های اجتماعی و مدنی و قانونی و علمی و ... بوده اند.

  یکی از واژه های سخیف و آزارنده ی مرتبط با بحث و مورد گلایه خانم ها، واژه ی «ناقص العقل بودن» زن است که طیف وسیعی از آقایان تمایل به استفاده از آن دارند یا درونا به آن اعتقاد دارند حتی اگر ابراز نکنند! در حالیکه در اسلام آنجا که بحث ارث و مهریه و... پیش می آید، منظور نظر، تأکید بر والایی جایگاه زن دارد چرا که حتی از بعد مالی نیز به حمایت او برخاسته و آینده نگری کرده است. مع الوصف، هر جا که مردها احسـاس «ضعف پنهان» درمقابل قدرت اراده، عمل و تصمیم گیری زن بنمایند چه در خانه چه در اجتماع، شاید ناخودآگاه متوسل به این واژه می شوند تا بر احساس ضعف موردی خود سرپوش گذاشته  زن را نیز در انفعال قرار دهند.

 مطمئنا ریشه خشونت پنهان، در ضعف پنهان است که گاه متاسفانه خود را به شکلهایی جنایت بار و فاجعه آمیز نشان می دهد. حالت برتری طلبی مرد، گویای جبران همین نقیصه و به عبارتی، نوعی مکانیسم دفاعی در برابر فرصت های پیش روی زن برای ابراز وجود است.

  اما مفهوم برتری مرد در قرآن، دوباره به نوعی به «در خدمت حریم زنانه قرار گرفتن» مرد صحه می گذارد آنجا که می گوید برخی بر برخی برتری دارند...( الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض ... سوره نسا- آیه 34) چرا که مرد مؤظف است که قدرت خود را در خدمت زیبایی و لطافت مادی و معنـوی زن قرار داده از او و فرزندانش مراقبت نماید و نیازهایش را در جامعه ای مردمحور هموار سازد. وچه زیبا که ذات و فطرت مرد، خود به این امر گرایش دارد و باعث ارضای روحی خود او هم می شود و اینجا مفهومی به نام «غیرت» رخ می نماید. واژه ای که در صورت برداشتی انحرافی از سوی مردان، تبدیل به بددلی ها و تعصب های بیمارگونه ای خواهد شد که آفت سلامت جسم و جان خانواده و جامعه است.

  به نظر می آید ضعف پنهان مرد، ریشه در ضعف بینش پروری و آگاهی بخشی، ابتدائا در خانواده ها و سپس در کل جامعه بشری دارد.

  به این ترتیب در یک جمع بندی شاهدیم که ریشه اصلی بروز نیازها و حقوق معوق خانم ها، در«عدم توازن» ابتدا در عرف اجتماع و سپس در دیدگاه خود زنان نسبت به چند و چون نیازها ی خویش است و نیز دور بودن از موازین مترقی اسلام و عدم توجه به پیاده سازی آنها. لذا جستجوی راهکارهای ایجاد تعادل و توازن مجدد نیز در دل همین آسیب شناسی ریشه ای امکان پذیر است و در مرحله بعد، تلاش در جهت آگاهی بخشی و تولید خرده فرهنگ ها و نهایتا فرهنگ سازی و نتیجتا برگشت اعتماد به نفس به قشر بانوان و سپس پیاده نمودن راهکارهای پیشنهاد شده از سوی آنهاست.میزآآمیز

 

میز، زمینه ی انواع سوءآ


د. نیازهای زیستی و روحی

   زن خسته از خانه داری و فرزند پروری بخصوص چنانچه زایمانهای متعدد و کم فاصله ای را هم تجربه کرده باشد، میزان زیادی مواد معدنی و مفید بدن خود از قبیل کلسیم و آهن را از دست داده است. کم خونی یکی ازعلل خستگی است و در این حالت چنانچه همسر او نسبت به نیازهای پزشکی و تغذیه ای و استراحت روح و جسم او بی اطلاع و یا بی توجه باشد، وی به مرور زمان تحلیل رفته انگیزه ی کافی برای بازسازی خود نخواهد داشت و متحمل آسیب های محتمل بعدی نیز خواهد شد. زنها در تمام مقاطع زندگی نیاز به تمدید قوا دارند و همسران آنها بهترین گزینه برای رسیدگی به آنها هستند. به این ترتیب سلامت جامعه هم تضمین خواهد شد.

ه. نیازهای معنوی و معنایی:

این امر نیاز به سلوک نظری و عملی خاصی دارد و مستلزم التجا به استاد یا اساتید معنوی است که ممکن است به راحتی هم قابل دسترسی نباشند و موجبات چالشی درونی و بیرونی را برای زن به صرف زن بودنش فراهم آورند که این امرمدیریت دقیق و هوشمندانه ای میطلبد. امروزه شاهدیم که برخی خانمها برای تحصیل آکادمیک خود حتی به سفرهای خارجی هم رومی آورند وتوافق وهمراهی خانواده را هم حاصل کرده اند. پس پویایی راه معنوی و جویایی فلسفه حیات هم ازین قاعده مستثنا نیست. اشاعه فرهنگ درک متقابل و تفاهم در کل جامعه، به کاهش بار این  چالش ها کمک می کند.

و. تکامل و رشد فکری:

  این امر در جامعه برای زن بیشتر در حد لفظ مطرح است و در عمل موانع عرفی بر سر راه آن است و از آن، بیشتر تعبیری آکادمیک برداشت می شود حال آنکه برای به توانمندی فکری رسیدن، نیاز به پویشها و تلاش های خاصی است که سطح مطالعات درونی فرد را بالا برده او را به قوه تعقل و تفکر انتزاعی و افزایش توان تجزیه تحلیلی اش مجهز نماید تا توان سیر از کل به جزء و از جزء به کل و تحلیل تطبیقی واقعیت ها را کسب کند. به عبارتی خاک صحنه بخورد.

ز. حقوق خانوادگی و اجتماعی، تحصیلات و ...

  همواره کم بودن اطلاعات حقوقی در همه اقشار مستوجب نواقص و بیراهه رفتن های بیشماری است که وقت و انرژی زیادی هدر می دهد و از قدرت اجتماعی انسان می کاهد. اکنون وجود کانونهای مشاوره حقوقی قبل و بعد از ازدواج برای همه بخصوص خانمها الزامی است و تاکنون به آن توجه زیادی نشده است.

در سه مورد اخیر میتوان شاهد خشونت پنهان جامعه هم نسبت به زن بود چرا که کمتر به آنها اعتنا نموده اند.

 

3-2. ظاهربینی و پایبند بودن به عرفی موروثی و عادتی بدور از معیارهای علمی و معنوی:                                                                                                                             شاخص ترین مصداق این چالش، سنجیدن توانمندی های افراد بر اساس جنسیت آنهاست. بارها شاهد دیدگاه های رایج مربوط به ضعف عملکرد بانوان در زمینه های مختلف بوده اید.(بطور مثال: رانندگی خانمها)،اینکه معتقدیم که بانوان یک ضعف همیشگی در برخی نمودهای اجتماعی شان دارند و گویا قرار نیست که آن را تبدیل به یک توانمندی کنند. اگرعزت نفس زنانه ضعف داشته باشد، این دیدگاه های ظاهربینانه تقویت شده به صورت یک عرف پذیرفته شده در جامعه ظاهر می شود.

  اگر این خشونت پنهان، تبدیل به نگاهی مشوق و مهرآمیز و توأم با اغماض شود، قطعا در بالا بردن کارایی خانم ها اثرگذار خواهد بود.

 

3-3. دیدگاه کلی جنسیتی رایج در جامعه:

  این مورد خود را به اشکال زیر نشان میدهد:

 الف. برتری طلبی های مردانه

  ب. حس رقابت با زن

ج. نسبت دادن ضعف ها به جنسیت

د. عدم پویایی کافی در نگرش اجتماعی به زن

و. تبعیض های اجتماعی: در زمینه های فعالیت های اجتماعی و ایده پردازی ها.

توضیح:

  فعالیت ها ی اجتماعی چه خلاق و فردی و چه سیستماتیک، در زمینه های مختلف فرهنگی، اقتصادی و .. حمایت ویژه از خانم ها را میطلبد بخصوص در مورد خلاقیت ها چرا که زمینه دادن به این خلاقیت ها می تواند منشأ توان بخشی به مظاهر تمدن بشری در سطح جهانی شود.

  در بخش ایده پردازی که عمدتا شامل کسب و کار، مدیریت و مشاغل متنوع اداری میشود هم خلاء یک جایگاه اجتماعی در خور شأن بانوان احساس می شود گرچه پیشرفت هایی هم حاصل شده است.

  تا این سطح از بررسی و کنکاش، ارائه راهکارها، خود برخاسته از دل چالش ها خواهد بود و مهم ترین آنها تسریع در بررسی های کارشناسانه و فرهنگ سازی و آگاهی بخشی است و به دنبال ارائه ی راهکارهای مورد نیاز، شرح وظایف گسترده ای فراروی کارشناسان و مسئولان و بقیه اقشار مرتبط قرار خواهد گرفت. البته به امید مصون ماندن از آسیب های اداری احتمالی که ناشی از محدودیت های بروکراسی است. همان بحث آسیب شناسی اداری که در کنار هر بحثی، قابل گنجاندن است. به گونه ای که از آفات وقت و انرژی و خلاقیت طی پیشبرد پروسه کاسته شود.

  کلیت مصادیق بحثهای طرح شده، از آنجا که بحث ضعف و قدرت نسبی مطرح شد، شامل کودکان نیز می شود چرا که خلاءها و ضعف ها و محرومیت های مشابهی با قشر بانوان دارند که در جای خویش قابل بررسی است.

در آخر نوید ظهور نهادهای تازه ای در جهت کاربردی کردن این مباحث، به قلب آرمان های به ظهور نرسیده ی این دو قشر، نور تازه ای می تاباند و دور از انتظار نیست.»ن


  تربیت معلم دانشور





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
کارشناس علمدار
چهارشنبه 25 شهریور 1394
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی